برترینها: شاید برای نسل جدید که همه خبرها را با یک لمس روی گوشی میبیند، باورش سخت باشد؛ اما نهچندان دور، شنبهها برای خیلیها یک معنی ویژه داشت؛ روز انتشار هفتهنامههای محبوب. مردم منتظر میماندند ببینند این هفته عکس روی جلد به چه کسی رسیده است؛ یک بازیگر، یک فوتبالیست، یک خواننده یا ستارهای که آن روزها همه دربارهاش حرف میزدند. خیلیها روزشان را با ورق زدن همین مجلهها و هفتهنامههاشروع میکردند و جلوی دکههای روزنامهفروشی، انتظار میکشیدند.
مرور جلدهای قدیمی هفتهنامههای دهه ۷۰ و ۸۰، فقط دیدن چند تصویر خاکخورده نیست؛ انگار ورق زدن آلبوم خاطرات نسلی است که با سریالهای تلویزیونی، فوتبالهای پرهیجان و ستارههایی که حالا هر کدام سرنوشت متفاوتی پیدا کردهاند، بزرگ شد. مخصوصاً برای متولدین دهه ۵۰ و ۶۰، این تصاویر یادآور روزهایی است که بعضی چهرهها در اوج محبوبیت بودند، بعضی خیلی زود از میان ما رفتند و بعضی دیگر مسیری را طی کردند که کمتر کسی آن زمان تصورش را میکرد.

در گزارشی تصویری، تعدادی از این جلدهای خاطرهانگیز را مرور کردهایم؛ جلدهایی که هر کدام، قصهای از یک دوران را روایت میکنند.
نرگس؛ سریالی که خیابانها را خلوت میکرد

روی یکی از جلدها نوشته شده: «نرگس خیابانها را خلوت کرد.» اغراق نبود؛ آن سالها ساعت پخش بعضی سریالها، زمان سکوت خیابانها بود. آن زمان هنوز شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین نبودند که هر لحظه مخاطب را سرگرم کنند؛ یک سریال تلویزیونی میتوانست تبدیل به اتفاق روز شود.
قصه سریالها و شخصیتها آنقدر بین مردم جا باز میکرد که حرف اول بسیاری از گفتوگوها همین سریالها بودند؛ سریال «نرگس» با بازی زندهیاد پوپک گلدره و دیگر بازیگرانش، از آن مجموعههایی بود که بخش بزرگی از مردم زمان پخشش را دنبال میکردند؛ اتفاقی که در حال حاضر کمتر سریالی توانسته دوباره تکرارش کند.
یکی دیگر از جلدها تصویری از بهنوش طباطبایی را ثبت کرده؛ عکسی که با چهره امروز او تفاوت زیادی دارد و برای خیلی از مخاطبان، مرور سالهای آغاز شهرت این بازیگر است.

تصویری از سالهایی که او تازه در مسیر شناخته شدن قرار داشت. مقایسه آن عکس قدیمی با چهره امروز این بازیگر، برای بسیاری از مخاطبان جالب است.
حسام نوابصفوی؛ ستاره محبوب آن روزها
دورهای بود که حسام نوابصفوی یکی از پرطرفدارترین بازیگران سینما و تلویزیون به شمار میرفت و تقریباً هر هفته خبری از او روی جلد مجلهها دیده میشد.

بازیگری که در سالهای اوج شهرتش یکی از چهرههای پرطرفدار سینما و تلویزیون بود و ظاهر و سبک حضورش باعث شده بود طرفداران زیادی داشته باشد. اما سالها بعد، مسیر زندگی و فعالیتهایش تغییر کرد و تصویری که امروز از او وجود دارد، با آن روزهای پرزرقوبرق فاصله زیادی دارد.

گلاب آدینه و مهدی هاشمی؛ روزهای یک خانواده هنرمند
یکی از جلدها از داماددار شدن گلاب آدینه و مهدی هاشمی خبر میدهد؛ خبری که آن روزها برای مخاطبان جذاب بود.

اخباری از روزهایی که این خانواده هنری در نگاه بسیاری از مردم، یکی از شناختهشدهترین زوجهای سینمای ایران بودند. اما گذر زمان اتفاقات دیگری را برای این خانواده رقم زد؛ جدایی این زوج و حاشیههایی که بعدها پیرامون زندگی خانوادگی و هنری آنها شکل گرفت، باعث شد مسیر زندگی این خانواده هنری تغییر کند.
پژمان جمشیدی؛ وقتی هنوز فقط فوتبالیست بود

آن روزها نام پژمان جمشیدی فقط کنار فوتبال دیده میشد؛ کمتر کسی تصور میکرد سالها بعد، او یکی از پرکارترین بازیگران سینمای ایران شود.
علی انصاریان؛ ستارهای که زود رفت

مرور جلدهایی که نام علی انصاریان روی آنها دیده میشود، امروز حس دیگری دارد؛ فوتبالیستی محبوب که بعدها در تلویزیون و سینما هم حضور پیدا کرد، اما در اوج محبوبیت و در روزهای سخت کرونا خیلی زود از دنیا رفت. نام او برای بسیاری با خاطرات فوتبال و شوخیها و انرژی خاصش گره خورده است.
خانه سبز ۲؛ وعدهای که هرگز عملی نشد

در یکی از جلدها خبری درباره ساخت «خانه سبز ۲» دیده میشود؛ خبری که برای طرفداران یکی از محبوبترین سریالهای دهه ۷۰ جذاب بود. اما این وعده هیچوقت عملی نشد و ادامه یکی از خاطرهانگیزترین مجموعههای تلویزیونی، در حد یک حسرت برای بسیاری از مخاطبان باقی ماند.
سروش گودرزی؛ از ستاره «خط قرمز» تا زندگی در آمریکا

سروش گودرزی هم از همان چهرههایی بود که با «خط قرمز» ناگهان به شهرت رسید. سریالی که او را به یکی از بازیگران محبوب نسل جوان آن زمان تبدیل کرد. اما سالها بعد مسیر زندگیاش تغییر کرد.
ناصر عبداللهی؛ صدایی که هنوز تکرار نشده است
یکی از تصاویر قدیمی، خبری درباره انتقال ناصر عبداللهی به تهران را نشان میدهد؛ خوانندهای با صدایی خاص که در مدت کوتاهی به محبوبیت زیادی رسید. اما عمر این محبوبیت برای خودش کوتاه بود و این خواننده در جوانی از دنیا رفت. با این حال، صدای او همچنان برای بسیاری از مردم یکی از خاطرهانگیزترین صداهای موسیقی ایران است.

شاید این جلدها امروز فقط چند تکه کاغذ قدیمی باشند، اما برای نسلی که با آنها زندگی کرده، هر کدام یک خاطره زنده هستند؛ روزهایی که دکه روزنامهفروشی مقصدی هیجانانگیز بود و یک عکس روی جلد میتوانست برای چند روز درباره یک چهره حرف تازهای داشته باشد. امروز خبرها در چند ثانیه منتشر و فراموش میشوند، اما انتظار برای دیدن جلد هفتهنامهای که قرار بود راز یک هفته را روی خودش داشته باشد، بخشی از یک دوران تمامشده است؛ دورانی که دیگر به این راحتی تکرار نمیشود.