
اظهارات محمدرضا میری لواسانی، مدیرعامل بیمه تعاون، در مجمع عمومی شرکت، نه تنها گرهای از ابهامات باز نکرد، بلکه با زیر سؤال بردن عملکرد مدیریت پیشین و ارائه تصویری بحرانزده از گذشته شرکت، پرسشهایی جدیتر را در برابر سهامداران، بیمهگذاران، شبکه فروش و نهادهای ناظر قرار داد.
مدیرعامل بیمه تعاون کوشید آغاز دوره مدیریتی خود را مقارن با بحران شدید نقدینگی، تأخیر چندماهه در پرداخت خسارتها و نابسامانی مالی معرفی کند. روایتی که اگر صحیح باشد، باید با اسناد مالی، گردش حسابها، صورت جریان وجوه نقد و گزارشهای رسمی همراه شود، نه با جملات کلی و اتهامزنی به مدیران پیشین.
مسئله روشن است؛ نمیتوان از یکسو گذشته را ویرانه توصیف کرد و از سوی دیگر، درباره تصمیمات پرهزینه دوره جدید سکوت کرد.
اگر بیمه تعاون واقعاً در آغاز مدیریت جدید با بحران شدید نقدینگی مواجه بوده و حتی پرداخت خسارتها تا شش ماه تأخیر داشته است، منابع پرداخت نزدیک به یک همت خسارت از کجا تأمین شد؟
یک همت، عددی نیست که بتوان با ادبیات کلی از کنار آن عبور کرد. مدیرعامل باید به طور شفاف اعلام کند این منابع از کدام حساب، با چه مجوزی و در چه بازهای تأمین شده است.
اگر خزانه شرکت خالی بوده، خرید چندین دستگاه خودرو برای برخی مشاوران و اعضای هیئتمدیره با هزینهای در حدود ۲۵۰ میلیارد ریال چه معنایی دارد؟
آیا شرکتی که به گفته مدیرعامل برای پرداخت خسارت بیمهگذاران با مشکل مواجه بوده، اولویتی مهمتر از تأمین خودرو برای مدیران نداشته است؟
بحران نقدینگی زمانی قابل باور است که آثار آن ابتدا در هزینههای مدیریتی و تشریفاتی دیده شود، نه فقط در پرداخت خسارت مردم.
نمیتوان بیمهگذار را ماهها در انتظار نگه داشت و همزمان برای بخشی از مدیران و مشاوران، امکانات و مزایای تازه تدارک دید.
برگزاری همایشی پرهزینه در هتل اسپیناس پالاس و اهدای هدایای چند ده میلیونی به مدیران داخلی، بخش دیگری از تناقض موجود میان گفتار و عملکرد مدیریت بیمه تعاون است.
اگر شرکت در وضعیت بحرانی قرار داشته، چرا برگزاری یک برنامه تشریفاتی در یکی از گرانترین هتلهای تهران در اولویت قرار گرفته است؟
مدیری که از بحران نقدینگی سخن میگوید، باید پیش از هر چیز، پاسخگوی هزینههایی باشد که نشانی از بحران در آنها دیده نمیشود.
اگر این انتصابات کاملاً حرفهای، قانونی و مبتنی بر شایستگی بوده، انتشار اسامی، سوابق، عناوین شغلی و فرآیند جذب آنها نباید هیچ نگرانی برای مدیریت شرکت ایجاد کند.
شفافیت بهترین پاسخ به شائبههاس، سکوت و کلیگویی فقط دامنه ابهامات را گسترش میدهد.
پنج شعار زیبا، پنج تناقض بزرگ
میری لواسانی در مجمع از پنج عنصر «تعهد اجتماعی، عدالت، اطمینان، وفاداری و نوآوری» به عنوان ارکان خلق ارزش نام برد. واژههایی زیبا که عملکرد مدیریت باید معنای واقعی آنها را نشان دهد.
تعهد اجتماعی؛ با خسارت معوق؟
تعهد اجتماعی با سخنرانی ایجاد نمیشود. شرکتی که بیمهگذار آن برای دریافت خسارت ماهها منتظر میماند، باید توضیح دهد تعهد اجتماعی دقیقاً در کدام بخش عملکردش متجلی شده است.
عدالت؛ با انتصابات خانوادگی؟
عدالت زمانی معنا دارد که فرصتهای مدیریتی و استخدامی بر اساس شایستگی، رقابت و تجربه حرفهای توزیع شود نه آنکه شائبه حضور گسترده نزدیکان و بستگان، اعتبار ساختار منابع انسانی شرکت را زیر سؤال ببرد.
اطمینان؛ با آمارهای بیسند؟
اطمینان با آمارهای کلی و روایتهای یکطرفه ایجاد نمیشود. اطمینان زمانی شکل میگیرد که اسناد مالی، صورت جلسات، مصوبات و جزئیات تصمیمات در دسترس سهامداران قرار گیرد.
وفاداری؛ به شرکت یا حلقه نزدیکان؟
وفاداری مدیرعامل باید به منافع شرکت، سهامداران، بیمهگذاران، کارکنان و شبکه نمایندگان باشد نه به حلقهای محدود که از انتصابات، امکانات و تصمیمات مدیریتی منتفع میشوند.
نوآوری؛ خلق ارزش یا خلق توجیه؟
نوآوری یعنی محصول تازه، خدمت بهتر، رضایت بیمهگذار، افزایش بهرهوری و بهبود شاخصهای مالی نه ساختن واژههای جدید برای توجیه تصمیماتی که همچنان درباره آنها سؤال وجود دارد.
تخریب گذشتگان، جایگزین کارنامه نمیشود
مدیریت جدید حق دارد عملکرد دوره پیشین را نقد کند. اما این نقد باید مبتنی بر گزارش حسابرس، اسناد رسمی و ارقام قابل راستیآزمایی باشد.
تخریب کارنامه مدیران قبلی، بدون ارائه مستندات کامل، نه شفافیت است و نه پاسخگویی. هیچ مدیری نمیتواند با سیاهنمایی گذشته، مسئولیت تصمیمات امروز خود را کمرنگ کند.
حتی اگر تمام ادعاهای مطرحشده درباره گذشته صحیح باشد، باز هم پرسشهای مربوط به خرید خودرو، برگزاری همایش پرهزینه، اهدای هدایا، انتصابات گسترده و نحوه هزینهکرد منابع شرکت پابرجاست.
کارنامه مدیریت با مقایسه با بدترین روایت از گذشته سنجیده نمیشود. با عملکرد واقعی، انضباط مالی و میزان پاسخگویی سنجیده میشود.
پاسخ این پرسشها نباید در جلسات بسته، گفتگوهای غیررسمی یا روایتهای گزینشی باقی بماند. اسناد باید منتشر شود و نهادهای ناظر نیز باید موضوع را بررسی کنند.
وقت پاسخگویی به افکار عمومی فرا رسیده است
بیمه تعاون یک بنگاه شخصی نیست که مدیران آن بتوانند منابع، انتصابات و تصمیماتش را بدون پاسخگویی اداره کنند. این شرکت در برابر سهامداران، بیمهگذاران، شبکه فروش، کارکنان و نهاد ناظر مسئول است.
اگر ادعاهای مدیرعامل درباره بحران مالی گذشته درست است، اسناد آن منتشر شود.
اگر خرید خودروها، برگزاری همایش و انتصابات انجامشده قانونی و ضروری بوده، مصوبات و مستندات آن در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
اگر آمارهای مطرحشده دقیق است، گزارش مالی و حسابرسی آن ارائه شود.
و اگر پاسخ روشنی وجود ندارد، تکرار واژههایی مانند عدالت، تعهد اجتماعی، وفاداری و شفافیت، چیزی جز پنهانشدن پشت شعارهای زیبا نخواهد بود.