به روز شده در: ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۰
کد خبر: ۷۶۴۵۶۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۰ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵

سخنان اخیر سید‌حسین مرعشی، درباره شروط چین برای قالیباف با مدارک مستدل اثبات شده است؟

روزنو :اما هرچه بود فضای رسانه‌ای از زمان انتشار آن گفت‌و‌گو معطوف به سخنان مرعشی شد و این پرسش مطرح شد که آیا واقعا چین در مناسباتش با ایران به نوعی نقش تسهیل‌کننده خواسته‌های آمریکا را بازی می‌کند یا خیر؟ این پرسش زمانی مهم تلقی می‌شود که آنچه به ادعای مرعشی مورد درخواست چین واقع شده دقیقا همان مواردی است که آمریکا می‌خواهد و به نوعی چین این پیام را می‌دهد که در صورت محقق نشدن خواسته‌های طرف آمریکایی، بخشی از مناسبات دیپلماتیک چین و ایران کاهش می‌یابد.

سخنان اخیر سید‌حسین مرعشی، درباره شروط چین برای قالیباف با مدارک مستدل اثبات شده است؟

به‌تازگی سید حسین مرعشی، دبیرکل اصلاح‌طلب کارگزاران سازندگی در گفت‌وگویی ادعا‌هایی را درباره شروط چین برای ایران مطرح کرده و گفته است که چین برای سفر محمدباقر قالیباف به پکن شروط مشخصی را پیش روی تهران گذاشته است. به گفته او، طرف چینی اعلام کرده ابتدا باید تنگه هرمز بدون دریافت عوارض بازگشایی شود و ایران همچنین مسائل خود را با آمریکا و عربستان سعودی حل‌وفصل کند و پس از آن سفر قالیباف به چین انجام شود.

 موجی از تحلیل‌ها بعد از انتشار سخنان مرعشی

به گزارش روز نو مرعشی برای این ادعا سندی ارائه نمی‌دهد یا نمی‌گوید این پیام از سوی چه مقام و نهاد چینی صادر شده است و آیا به طور رسمی مطرح شده یا آنکه او بر اساس شنیده‌های خود در یک رسانه این ادعا را مطرح می‌کند؛ از طرفی او از چه نهاد یا شخصی این اطلاعات را به دست آورده است؟ و حتی مشخص نیست این سخنان برداشت و تحلیل شخصی مرعشی است یا خیر؟

اما هرچه بود فضای رسانه‌ای از زمان انتشار آن گفت‌و‌گو معطوف به سخنان مرعشی شد و این پرسش مطرح شد که آیا واقعا چین در مناسباتش با ایران به نوعی نقش تسهیل‌کننده خواسته‌های آمریکا را بازی می‌کند یا خیر؟ این پرسش زمانی مهم تلقی می‌شود که آنچه به ادعای مرعشی مورد درخواست چین واقع شده دقیقا همان مواردی است که آمریکا می‌خواهد و به نوعی چین این پیام را می‌دهد که در صورت محقق نشدن خواسته‌های طرف آمریکایی، بخشی از مناسبات دیپلماتیک چین و ایران کاهش می‌یابد.

تکذیب از سوی دفتر قالیباف

چنین تحلیل‌هایی ادامه داشت تا آنکه دفتر نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین، یعنی قالیباف، در بیانیه‌ای نسبت به ادعا‌های مرعشی واکنش نشان داد و آنها را تکذیب کرد و نوشت: «انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن سفر و توسعه روابط دو کشور به تحقق موارد مطرح‌شده، فاقد صحت است. مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریم‌های یکجانبه آمریکا نشان‌دهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و مشارکت جامع راهبردی دو کشور استوار بوده و همکاری‌ها و رایزنی‌های دو طرف در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری و سایر زمینه‌های مورد توافق، به‌طور مستمر در حال پیگیری و توسعه است. از رسانه‌ها، فعالان سیاسی و صاحب‌نظران انتظار می‌رود در انتشار مطالب مرتبط با روابط خارجی کشور، به‌ویژه مناسبات با شرکای مهم بین‌المللی، دقت لازم را به عمل آورده و از انتشار اخبار، برداشت‌ها و گمانه‌زنی‌های تأییدنشده که می‌تواند بر منافع ملی و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد، خودداری کنند. روابط خارجی کشور و منافع ملی، عرصه رقابت‌ها و منازعات جناحی و رسانه‌ای نیست و صیانت از آن، مسئولیتی مشترک است».

مقابله چین با جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران

همان‌طور که در بیانیه دفتر قالیباف آمده است، ادعا‌های مرعشی در حالی مطرح می‌شود که همین تازگی چین اولین کشوری بود که بعد از اعلام جنگ اقتصادی علیه ایران از سوی ترامپ، تحریم‌های آمریکا را غیرقانونی دانست و علیه آن موضع گرفت؛ به نحوی که لیو چانگ، سخنگوی سفارت چین در واشنگتن، گفت: «جنگ اقتصادی و فشار حداکثری هیچ راه حلی ارائه نمی‌دهد.

برعکس، آنها فقط به تشدید تنش‌ها کمک می‌کنند و منجر به سرریز شدن ریسک می‌شوند که نظم اقتصادی و مالی جهانی را مختل می‌کند و به حقوق و منافع مشروع سایر کشور‌ها آسیب می‌رساند. وظیفه فوری، تسهیل کاهش تنش در اوضاع و بازگشت به گفت‌و‌گو و مذاکره در اسرع وقت است». حالا و در شرایطی که آمریکا تمام همتش را بر تحریم همه‌جانبه ایران به کار گرفته است، چین به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران بدون اعتنا به تحریم‌های آمریکا هنوز ارتباط اقتصادی‌اش با ایران را ادامه می‌دهد.

نقش چین و روسیه در بی‌اثر کردن مکانیزم ماشه

چین و روسیه در جریان فعال‌شدن مکانیزم ماشه نیز همه‌جانبه از ایران حمایت کردند و علاوه بر آنکه در شورای امنیت سازمان ملل به صراحت از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران محالفت کردند، پس از فعال شدن اسنپ‌بک نیز باعث شدند تا تحریم‌ها در مقام عمل، اجرایی نشود؛ به این نحو که چین و روسیه باعث شدند شورای امنیت نتواند دو نهاد اصلی برای اجرای مؤثر تحریم‌ها یعنی «کمیته تحریم‌های ۱۷۳۷» و «انتصاب پنل کارشناسان» (PoE) را مجددا بر سر کار برگرداند و همین عامل باعث شده است که گرچه از نظر شورای امنیت تحریم‌های پیشین بین‌المللی باید بار دیگر بر ایران اِعمال شود، اما در مقام عمل امکان اِعمال آنها وجود نداشته باشد.

ضرورت نگاهی واقع‌بینانه به روابط ایران و چین

چین در مجموع در سال‌های گذشته نشان داده است که در قبال ایران، سیاستی مبتنی بر حفظ همکاری و حمایت سیاسی، در عین صیانت از منافع مستقل خود، دنبال می‌کند. به همین دلیل، حمایت چین از ایران لزوما به معنای پذیرش همه مواضع یا تصمیمات تهران نیست، همان‌طور که وجود روابط اقتصادی گسترده میان چین و آمریکا نیز به معنای قرار گرفتن پکن در جبهه واشنگتن نیست و این امر بر کسی پوشیده نیست، اما آنچه اهمیت دارد، رفتار عملی چین در بزنگاه‌های مختلف است.

در مقاطعی که فشار‌های آمریکا علیه ایران افزایش یافته، چین بار‌ها با تحریم‌های یکجانبه مخالفت کرده و بر حل‌وفصل اختلافات از مسیر گفت‌و‌گو تأکید داشته است و هم‌زمان همکاری‌های اقتصادی خود با تهران را نیز تا حد امکان حفظ کرده است؛ بنابراین، ارزیابی سیاست چین نسبت به ایران باید بر اساس مجموعه‌ای از رفتار‌های واقعی و مستمر انجام شود، نه صرفا بر مبنای یک ادعای رسانه‌ای یا یک تحلیل سیاسی. از سوی دیگر، چین کشوری با منافع جهانی گسترده است و طبیعی است که در تصمیمات خود علاوه بر روابط با ایران، مناسباتش با آمریکا، کشور‌های عربی، اروپا و سایر قدرت‌ها را نیز در نظر بگیرد.

همین مسئله باعث می‌شود سیاست چین در قبال تهران همواره ترکیبی از همکاری و محاسبه‌گری باشد. انتظار اینکه چین در هر مناقشه‌ای بدون توجه به منافع خود در کنار ایران قرار گیرد، با واقعیت رفتار قدرت‌های بزرگ سازگار نیست؛ اما نسبت دادن هر نوع مطالبه یا موضع احتمالی چین به خواسته‌های آمریکا نیز به همان اندازه نیازمند دلیل و سند است.

در واقع، نقطه قوت رابطه تهران و چین زمانی آشکار می‌شود که دو طرف بتوانند ضمن درک محدودیت‌ها و منافع متقابل، همکاری‌های خود را در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی گسترش دهند. از این منظر، واکنش رسمی دفتر قالیباف و تأکید بر نبود شروط ادعایی، دست‌کم نشان می‌دهد که روایت مطرح‌شده درباره مناسبات دو کشور نیازمند بررسی دقیق‌تر و تفکیک میان مواضع رسمی چین و برداشت‌های سیاسی است. از سوی دیگر در عرصه دیپلماسی نه باید انتظار‌های حداکثری داشت و نه بدبینی مطلق بلکه معیار سنجش، نیاز‌های متقابل کشور‌ها به یکدیگر بر اساس موقعیت‌هایی است که در آن قرار دارند.

‌ادعایی غیرمستند در شرایطی حساس

البته سخنان حسین مرعشی را باید در نگاه کلان اصلاح‌طلبان نسبت به دنیای شرق و غرب تفسیر کرد. به نظر می‌رسد مرعشی با نگاهی بدبینانه نسبت به شرق می‌نگرد و حتی در شرایطی که اکنون با آمریکا در جنگ به سر می‌بریم، اما نوک پیکان حمله خود را به سمت چین نشانه می‌رود؛ این مسئله در حالی است که در شرایطی که روسیه نیز مورد تحریم آمریکا و غرب است و از قضا با آمریکا و اروپا بر سر جنگ اوکراین درگیر کشمکش غیرمستقیم نظامی است و از آن سو رقابت‌های اقتصادی چین و آمریکا به بالاترین سطح خود رسیده است و مسئله تایوان نیز بر اختلافات فی‌مابین افزوده است، ایران بیش از همیشه می‌تواند از ظرفیت چین و روسیه به نفع خود بهره ببرد. همچنین به گفته کارشناسان اقتصادی در شرایط تحریم‌های همه‌جانبه مثلث چین، روسیه و ایران می‌توانند تا حد زیادی نیاز‌های اقتصادی یکدیگر را تأمین کنند. گفتنِ ضمنیِ اینکه چین در زمین آمریکا بازی می‌کند، عملا از یک‌سو ممکن است به روابط دو کشور لطمه بزند و از سوی دیگر انکار واقعیت‌های زمین اقتصاد و دیپلماسی است.

خوش‌بینی به غرب، انکار شرق

علاوه بر مرعشی و حزب کارگزاران، اکثر اصلاح‌طلبان از گذشته تحلیل‌شان آن بود که برای تأمین منافع ایران باید بیش از آنکه نگاه‌مان به چین و روسیه باشد، باید به سمت آمریکا و کشور‌های اروپایی برویم. برای مثال حسین مرعشی در اواخر اردیبهشت سال ۱۴۰۴ یعنی فقط یک‌ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، گفته بود: «قدرت تعیین‌کننده دنیا آمریکاست، نه اروپا و نه چین. سال گذشته هیئتی از مجمع تشخیص به چین سفر کردند. در این سفر چینی‌ها دو نکته را گفتند: اگر می‌بینید ما به این رشد اقتصادی رسیدیم، نتیجه تعامل و رابطه با آمریکاست و تا مشکلتان با آمریکا و همسایه‌هایتان حل نشود، ما نمی‌توانیم با شما کار کنیم».

این سخن مرعشی عملا درست نبود، زیرا چین حتی در میانه بعد از جنگ ۱۲ روزه و حتی در میانه و بعد از جنگ ۴۰ روزه نیز ارتباط خود با ایران را حفظ کرد، اما شخصیت‌های اصلاح‌طلب نه امروز، بلکه از گذشته بهترین راه توسعه کشور و مناسب‌ترین روش برای تنش‌زدایی در عرصه بین‌المللی را نزدیک کردن روابطمان با آمریکا می‌دانند.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور نزدیک به اصلاح‌طلبان به ویژه نزدیک به حزب کارگزاران نیز همین نگاه را داشت و معتقد بود که آمریکا کدخدای اروپایی‌هاست و ما باید برای حل مشکلاتمان به طور مستقیم با کدخدا صحبت کنیم. شاید دیدگاه اصلاح‌طلبان در شرایط عادی یکسره نادرست هم نبوده باشد؛ چه آنکه به هر حال در دولت حسن روحانی از رهگذر گفت‌و‌گو با کشور‌های ۱+۵ برجامی امضا شد که توانست تحریم‌ها و سایه جنگ را از سر ایران بردارد و چه بسا اگر ترامپ از برجام خارج نمی‌شد، اوضاع طور دیگری پیش می‌رفت، اما اصرار اصلاح‌طلبان بر ارتباط با غرب و به خصوص آمریکا در میانه جنگی بی‌سابقه، قدری عجیب به نظر می‌رسد.

سیاست موازنه قدرت

البته از آن سو هم برخی بوده‌اند و هستند که هر نوع گفت‌و‌گو با غرب را رد می‌کنند و باور دارند می‌توان همه نیاز‌های بین‌المللی‌مان را از مسیر ارتباط با چین و روسیه و تا حدی ارتباط با کشور‌های منطقه رفع کنیم. به نظر می‌رسد این نگاه نیز غیرواقع‌بینانه باشد، زیرا گرچه چین با ایران شریکی اقتصادی است و در حوزه سیاسی نیز در مقاطع زیادی پشت ایران بوده است، اما این کشور با آمریکا نیز ارتباطات فوق‌العاده بالای اقتصادی دارد و نمی‌توان انتظار داشت همه ظرفیت چین بر ایران متمرکز شود؛ کمااینکه روسیه نیز معادلات خود را در نظر دارد و هیچ بعید نیست توافقی درباره جنگ اوکراین، سیاست‌های کنونی این کشور را قدری دستخوش تغییر قرار دهد.

در این میان اکثر متخصصان حوزه روابط بین‌المللی و تحلیلگران عرصه دیپلماسی باور دارند، منطقی روش اتخاذ سیاست موازنه قدرت در عرصه بین‌المللی است؛ به این معنی که ایران بتواند با همه قدرت‌ها و کشور‌ها با در نظر داشتن منافع ملی خود، تعامل داشته باشد. به نظر می‌رسد همانقدر که سخن برخی طیف‌های خاص با این مضمون که هیچ گفت‌وگویی برای رسیدن به تفاهم یا توافق برای پایان جنگ نباید انجام شود، عجیب به نظر می‌رسد، سخنان اصلاح‌طلبان در باب ضرورت دوری از چین و نزدیکی به غرب و به ویژه آمریکا در میانه جنگ نیز عجیب است.

چه آنکه اساسا زمینه‌ای از تمایل آمریکا به گفت‌وگویی واقعی دیده نمی‌شود. در این شرایط حمله به چین یا روسیه با منطق دیپلماتیک سازگار نیست، زیرا این دو عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل دست‌ِکم در مقطع کنونی می‌توانند به عنوان کشور‌هایی حامی ایران در عرصه بین‌المللی نقش‌آفرین باشند؛ کشور‌هایی که از نظر اقتصادی و نظامی قادر خواهند بود که آمریکا را تحت فشار قرار دهند.

ارزیابی کلی از مرعشی و حزب کارگزاران

نکته پایانی آنکه مرعشی به‌عنوان اصلاح‌طلبی میانه‌رو که خود و حزبش همواره سعی کرده‌اند در چارچوب سیاست‌ها و چارچوب‌های داخلی فعالیت کنند و همیشه کوشیده‌اند به‌عنوان یک حزب اصلاح‌طلب خط خود را از جریان‌های اپوزیسیون جدا کنند، می‌توانند در شرایط کنونی تبیین‌کننده مواضع جمهوری اسلامی باشند و مطرح کردن آنکه چین برای ایران شروطی در راستای اهداف آمریکا تعیین کرده است، عملا کمکی به وضع موجود نمی‌کند؛ چه آنکه حتی اگر به فرض محال سخنان مرعشی درست هم باشد، بازگو کردنش نتیجه‌ای جز آن ندارد که چین علیه منافع ایران اقداماتی انجام می‌دهد.

این نتیجه در حالی که همین حالا ایران و آمریکا درگیر مناقشات نظامی‌اند و هر دو طرف علیه مواضع یکدیگر حمله می‌کنند، فایده‌ای عملی ندارد. مرعشی و حزب کارگزاران به عنوان چهره و حزبی تکنوکرات شناخته می‌شوند که بیش از آنکه رویکرد‌های سیاست‌زده برایشان مهم باشد، نتیجه عملگرایانه برایشان مطرح است. با این وصف سخنان اخیر مرعشی قدری عجیب به نظر می‌رسید.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار