به روز شده در: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
کد خبر: ۷۷۰۷۵۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۵ - ۲۲ مهر ۱۴۰۵

زندانی شدن رسایی با وحدت منافاتی دارد از نظر سعید جلیلی؟

روزنو :سخنان جلیلی از چند حیث قابل تأمل و بررسی است؛ نخست آنکه به نظر می‌رسد جلیلی هم بعد از سکوتی نسبتا طولانی سرانجام از ضرورت حفظ وحدت سخن گفت، اما منشأ کلام او زندانی شدن رسایی قرار گرفت که گویی او در واکنش یا شاید در اعتراض به حکم حبس رسایی به سراغ وحدت آمده است. حمید رسایی جزو نمایندگانی بود که در ایام بعد از جنگ بیشترین مواجهه اختلافی را با دولت و اعضای تیم مذاکره از جمله عراقچی و قالیباف داشت. او و امیرحسین ثابتی، افرادی که با لیست گروه «شریان» به مجلس راه یافتند در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ یعنی تنها چهار روز پیش از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و در میان مذاکرات سختی که تیم مذاکره ایران با آمریکا داشت، در خیابان حاضر شدند و علیه مذاکرات سخن گفتند و مردم حاضر در خیابان را تهییج کردند تا علیه مذاکره‌کنندگان شعار دهند.

زندانی شدن رسایی با وحدت منافاتی دارد از نظر سعید جلیلی؟

سعید جلیلی به تازگی در پردیس مرکزی دانشگاه تهران و به مناسبت سالروز عملیات «طوفان‌الاقصی» بعد از سکوتی نسبتا طولانی از ضرورت حفظ وحدت سخن گفته و مطرح کرده است: «وظیفه ما این است که متناسب با جایگاه و مسئولیت خود عمل کنیم و از مردم در مسیری که انتخاب کرده‌اند، عقب نمانیم.

به گزارش روز نو ملتی که امروز با چنین حضوری در صحنه است، ظرفیت بزرگی برای کشور ایجاد کرده و باید از این ظرفیت صیانت کرد. امروز باید این وحدت، انسجام و قدرت در تراز واقعی خود ظهور و بروز داشته باشد. در عرصه رسانه، اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و هنر باید متناسب با ظرفیت ملت ایران عمل کنیم. یکی از موضوعاتی که دشمن را عصبانی کرده، همین فعالیت‌های ارزشمند هنری، رسانه‌ای و سیاسی است که شما انجام می‌دهید».

نکته جالب، اما پاسخ او به پرسشی درباره زندانی‌شدن حمید رسایی است. وقتی از او درباره این موضوع پرسیده شد، جلیلی بدون نام بردن از رسایی، بار دیگر بر مسئله وحدت تأکید کرد و گفت: «رهبری معظم انقلاب یکی از جملاتی که بیان فرمودند این بود که اختلافات ولو موجه نباید موجب برهم خوردن [وحدت]شود. در همین موضوع و موضوعات دیگر، همواره به دوستان عرض کرده‌ام که در شرایطی که ملت ما این‌گونه به میدان آمده و با وحدت از نظام و انقلاب حمایت و پشتیبانی می‌کند، نباید شاهد چنین رویداد‌هایی باشیم. ممکن است در این موضوع، بحث مصلحت مطرح باشد یا موضوع به یک حکم قضایی مربوط شود، اما آنچه اهمیت دارد این است که امروز همه نیرو‌های انقلاب باید از این مسائل عبور کنند و برای نقش‌آفرینی در تراز انقلاب بایستند».

مصادیقی از رفتار‌های تندرو‌ها

سخنان جلیلی از چند حیث قابل تأمل و بررسی است؛ نخست آنکه به نظر می‌رسد جلیلی هم بعد از سکوتی نسبتا طولانی سرانجام از ضرورت حفظ وحدت سخن گفت، اما منشأ کلام او زندانی شدن رسایی قرار گرفت که گویی او در واکنش یا شاید در اعتراض به حکم حبس رسایی به سراغ وحدت آمده است. حمید رسایی جزو نمایندگانی بود که در ایام بعد از جنگ بیشترین مواجهه اختلافی را با دولت و اعضای تیم مذاکره از جمله عراقچی و قالیباف داشت. او و امیرحسین ثابتی، افرادی که با لیست گروه «شریان» به مجلس راه یافتند در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ یعنی تنها چهار روز پیش از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و در میان مذاکرات سختی که تیم مذاکره ایران با آمریکا داشت، در خیابان حاضر شدند و علیه مذاکرات سخن گفتند و مردم حاضر در خیابان را تهییج کردند تا علیه مذاکره‌کنندگان شعار دهند.

رسایی اسامی ۱۶ نماینده را هم منتشر کرد و اعلام کرد که این لیست در تجمع علیه مذاکرات حضور داشته‌اند. در اقدامی هماهنگ مجمع نمایندگان استان قم در فراخوانی از مردم این استان دعوت کرد تا در تجمعی علیه مذاکرات حاضر شوند. آن تجمع دقیقا یک روز قبل از تجمع تهران یعنی در تاریخ ۲۳ خرداد با عاملیت مجتبی ذوالنوری، قاسم روانبخش و محمدمنان رئیسی برگزار شد. جالب است که عمده نام‌هایی که آورده شد، از حامیان سرسخت جلیلی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ بودند؛ به طوری که ثابتی به عنوان نماینده جلیلی به صداوسیما می‌رفت و منان رئیسی هم رئیس ستاد جلیلی در قم بود. رسایی هم خطاب به مردم می‌گفت که «در تمام نظرسنجی‌ها آرای جلیلی بیشتر است و پزشکیان با فاصله کمی از او قرار دارد. مردم رأی خود را جایی نسوزانند که بی‌نتیجه باشد».

در ماه‌های اخیر تیم رسایی و ثابتی علیه مذاکرات و مذاکره‌کنندگان کم سخن نگفته‌اند؛ سخنانی که بار‌ها از سوی همه گروه‌های سیاسی محکوم شده است؛ با این حال نیرو‌های رادیکال همواره سعی کردند مذاکره با آمریکا را به مثابه تسلیم‌شدن جلوه دهند. جالب آن است در میان مواضع تند و تیز رادیکال‌ها علیه مذاکره‌کنندگان بود که رهبر انقلاب بر مسئله وحدت تأکید کردند و گفتند باید از هر اختلافی ولو غیرموجه یا موجه پرهیز شود. ایشان حتی اشاره کردند که دشمن در پی تجزیه اجتماعی ایران است. رهبری این پیام را به مناسبت سومین سالگرد مجلس دوازدهم صادر کردند که شاید می‌شد چنین برداشت کرد که علاوه بر همه نیرو‌های سیاسی، خطابشان به مجلس نیز بوده است.

سکوت در برابر حمله به مسئولان

پرسش آن است که چرا سعید جلیلی زمانی که حامیانش یعنی افرادی از جمله رسایی، ثابتی، منان رئیسی و... علیه مسئولان موضع می‌گرفتند، صریحا پشت تریبون نیامد و از این تندروی‌ها برائت نجست؟ درست است که او شخصا موضعی تند علیه مسئولان نگرفته است، اما وقتی به آنهایی که مواضعی رادیکال اتخاذ می‌کنند، صفت حامی جلیلی چسبیده می‌شود، می‌توانست یا رسما از همه کسانی که تندروی می‌کنند برائت بجوید یا دستِ‌کم مانند سخنان کنونی‌اش، بدون اشاره مستقیم از وحدت، انسجام و ضرورت حمایت از مسئولان سخن می‌گفت؛ همان رویکردی که رهبری نیز آشکارا در پیام‌هایشان مورد تأکید قرار داده‌اند، اما جلیلی حالا و بعد از دستگیر شدن حمید رسایی از ضرورت وحدت می‌گوید که جای تأمل دارد و ممکن است این پرسش را به وجود آورد که آیا ملاک وحدت برای او شخصی و گروهی است و البته اقتضائی است؟

فاصله‌گذاری جلیلی با رادیکال‌ها

موضوع دوم، اما اصل حرف‌های جلیلی است. جلیلی از ضرورت وحدت سخن می‌گوید. شاید حالا که نیاز واجب کشور، انسجام است، مهم نباشد که او این سخن اصولی را چه زمانی مطرح کرده است و برای تحقق یک اصل مهم یعنی انسجام داخلی آنقدر‌ها هم بهنگام یا دیر بودن این حرف از سوی جلیلی دارای اهمیت نیست و آنچه مهم می‌نماید، اصل حرف او است. شنیدن واژه وحدت و انسجام از زبان سعید جلیلی می‌تواند یک پیام روشن داشته باشد؛ آنکه شاید او نیز دیگر نمی‌خواهد نامش به تندرو‌هایی گره بخورد که چندان منافع ملی و آینده کشور در محاسبات سیاسی‌شان جایی ندارد.

همین چند روز پیش بود که ویدیویی از علیرضا پناهیان هم منتشر شد که او می‌گفت از میان افرادی که با ادعای انقلابی‌گری علیه مسئولان شعار می‌دادند، تعدادی دستگیر شده‌اند که مشخص شد آنها ضد انقلاب‌اند. فارغ از آنکه ادعای او چه قدر درست است، اما به نظر می‌رسد که پناهیان که روزگاری مراد طیف‌های رادیکال سیاسی بود، حالا می‌خواهد قدری از آنها فاصله بگیرد. جلیلی نیز اکنون می‌گوید که بر اساس نظر رهبر انقلاب باید اختلافات کنار گذاشته شود که همین سخن نشان می‌دهد او هم می‌خواهد به جرگه وحدت‌طلبان بپیوندد.

تندروها؛ همراه با جلیلی یا عبور از او؟

پس از موضع‌گیری اخیر و تأکید او بر مسئله وحدت یک پرسش دیگر هم به وجود می‌آید؛ آنکه آیا حامیانش که عمدتا مواضعی تند اتخاذ می‌کنند، به حرف او گوش خواهند کرد و رویه‌ای میانه را در پیش می‌گیرند یا خیر؟ به بیان دیگر آیا توصیه جلیلی مبنی بر آنکه همه باید در جهت شکل‌دهی وحدتی یکپارچه باید تلاش کنند، مورد توجه آن طیفی خواهد شد که به هر بهانه‌ای بر مواضع سفت و سخت خود چه در عرصه سیاست داخلی، چه فرهنگی و چه سیاست خارجی اصرار می‌کنند یا آنکه آن طیف، از جلیلی نیز عبور خواهند کرد؟

سابقه نشان داده است که رادیکال‌ها در مقاطع مختلف قابلیت عبور از چهره‌ها را داشته‌اند و حتی افرادی که امروز تحت عنوان «شریان» فعالیت می‌کنند، به دلیل بروز چنین اختلاف‌نظر‌هایی از جبهه پایداری جدا شدند، زیرا باور داشتند دادن لیست مشترک جبهه پایداری با محمدباقر قالیباف و نیرو‌های نزدیک به او در انتخابات مجلس دوازدهم کاری غیرانقلابی بوده است! به هر روی برخی باور دارند آنها قابلیت عبور از جلیلی را هم دارند و هم‌پیمان بودنشان با جلیلی تا جایی ادامه خواهد داشت که جلیلی در خط آنها حرکت کند. البته اگر جلیلی بر محور وحدت باقی بماند و آنها از جلیلی عبور کنند، عملا فشار افکار عمومی بر آنها بیش از پیش خواهد شد و چه بسا همین میزان سرمایه اجتماعی اندک را نیز از دست بدهند.

جلیلی در میان یک سه‌راهی

موضوع دیگر شکافی است که در بدنه نیرو‌های رادیکال به وجود آمده است؛ موضع‌گیری اخیر جلیلی در عین حال که به نوعی نارضایتی‌اش از اجرای حکم رسایی را نشان می‌داد، اما تا حدی مرزبندی اندکی بود میان او و افرادی که یکسره به مسئولان می‌تازند. هرچه جلوتر می‌رویم و با حساس‌تر شدن وضعیت کشور، ممکن است میان آنها این شکاف بیشتر هم بشود، زیرا چنین به نظر می‌رسد که در میان آنها هنوز هستند کسانی که در نهایت موجودیت ایران و نظام برایشان مهم باشد؛ از این رو در ادامه اگر رادیکال‌ها بخواهند صرفا بر مواضع سیاسی خود اصرار کنند، احتمالا این شکاف‌ها و برائت‌جستن‌ها بیشتر می‌شود.

سعید جلیلی نیز در معرض این مسئله قرار دارد که چه راهی را برمی‌گزیند؟ آیا مجبور به عقب‌نشینی می‌شود و برای حفظ حامیانش سکوت خواهد کرد یا حتی خود نیز مواضعی در نقد تند مسئولان می‌گیرد یا آنکه می‌خواهد با حامیانش کج دار و مریز رفتار کند و مانند حالا هم از وحدت سخن بگوید هم آنکه تندروی‌های حامیانش را محکوم نکند یا آنکه صراحتا از طیف رادیکال برائت خواهد جست؟ طبیعی است هر یک از این راه‌ها می‌تواند موقعیت سعید جلیلی را در پرتوی سیاست ایران و البته در آینده ایران در دوران پساجنگ تعریف کند.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار